درخشش نگاه
انبان معلومات 
قالب وبلاگ
http://s1.picofile.com/file/7698725585/shekve_mokhtabad.mp3.html

مهرداد اوستا


وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم

كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم

مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم

چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم

بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم

نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم

جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم

به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم

وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟



ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.


و به دلیل زیبا ، غم انگیز و جالب بودن ، این جا برای شما بازگو می کنم .


مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز
  مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...

مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود. سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه ..

در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.
حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ....

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 10:42 ] [ وحیدرضا قاسمی ]

مستم مستم ساقیا (برگ سبز85)

(با صدای استاد مسلم آواز ایرانی ، گلپا)

 

 

مست مستم ساقیا دستم بگیر           تا نـیـافـتـادم ز پـا دسـتـم بـگـیـر

بـر در مـیـخـانـه با زنـجـیر عشق           بـستـه ای پای مـرا دستم بگـیـر

دردمـنـدم عاشـقـم افـسـرده ام           ای به دردم آشــنـا دسـتم بگـیـر

اوفـتـادم سخت در گرداب عشق           ایـن دم آخـر بــیــا دسـتـم بگـیـر

من کـه بـر ایـن سـینه جون آیـنه           میـزنـم سنگ تـو را دستم بگـیـر

 

این آواز به نظر خود استاد گلپا بهترین اجرای ایشون هست  .واقعا هم اینطور ه. من خودم وقتی به اون گوش میدم واقعا لذت می برم ، حتی با این که خیلی زیاد به اون گوش میدم همیشه برام آرامش بخشه . حتما دانلود کنید و نظرتون رو هم لطف کنید!

 

دانلود "مست مستم ساقیا"

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 18:4 ] [ وحیدرضا قاسمی ]

تصنیف بی همزبان با صدای استاد محمدرضا شجریان

       همدمی چون نی از دل نالان شکوه ها دارم روی دل هر شب تا سحرگاهان با خدا دارم هر نفس آهیست که از دل خونین  لحظه های عمر بی سامان میرود سنگین اشک خونالوده هم دامان میکند رنگین به سکوت سرد زمان به خزان زرد زمان نه زمان را درد کسی نه کسی را درد زمان بهار مردمی ها دی شد زمان مهربانی طی شد آه از این دم سردی ها خدایا آه از این دم سردی ها خدایا نه امیدی در دل من  که گشاید مشکل من نه فروغ روی مهی که فروزد محفل من نه همزبان دردآگاهی که ناله ای خرد با آهی داد از این بی دردی ها خدایا داد از این بی دردی ها خدایا نه صفایی زدم سازی به جام می نه صفایی زدم سازی به جام می که گرد غم ز دل شوید که بگویم راز پنهان که چه دردی دارم بر جان وای از این بی همرازی خدایا وای از این بی همرازی خدایا وه که به حسرت عمر گرامی سر شد همچو شراره از دل آذر بر شد و خاکستر شد یک نفس زد و هدر شد یک نفس زد و هدر شد روزگار من به سر شد چنگی عشقم راه جنون زد مردم چشمم جامه به خون زد یارا...... دل نهم ز بی شکیبی با فسون خود فریبی چه فسون نا فرجامی به امید بی انجامی وای از این افسون سازی خدایا وای از این افسون سازی خدایا

دانلود تصنیف بی همزبان با صدای استاد محمدرضا شجریان        

[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 10:35 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
بنگر آن ماه روی باده فروش

 

                                 غیرت آفتاب و غارت هوش

جام سیمین نهاده بر کف دست

                                 زلف زرین فکنده بر سر دوش

غمزه اش راه دل زند که بیا

                                 نرگسش جام می دهد که بنوش

غیر آن نوش لب که مستان را

                                 جان و دل پرورده ز چشمه نوش

دیده ای آفتاب ما به دست

                                 دیده ای ماه آفتاب فروش؟

 رهی معیری

[ سه شنبه ششم خرداد 1393 ] [ 8:43 ] [ وحیدرضا قاسمی ]

 

 

 

خدافظظظظظظظظظظظظ

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 13:49 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
به ياد زمستان سرد بم و ياد صداي گرم بسطامي عزيز

http://s1.picofile.com/file/7553451933/Iraj_Bastami_Booy_e_Gol_dolat_e_eshgh_blogfa_com.mp3.html


[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 14:21 ] [ وحیدرضا قاسمی ]

خواننده: اکبر گلپایگانی
آهنگساز: اسدالله ملک
شاعر: هما افشار


پس از تو نمونم برای خدا 
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سنگی ، ز شاخه ی غم 
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من اون تک درختی 
که در کام طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش

ندونستم این را به عمرم
نمی مونه عشقم برایم
ندونستم ای بی خبر ز دلم
که بی اعتباره وفای تو هم

تو اکنون ز عشقم گریزونی
غمم را ز چشمم نمی خونی
ازین غم چه حالم ، نمی دونی
پس از تو نمونم برای خدا 
تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سنگی ، ز شاخه ی غم 
گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من اون تک درختی 
که در کام طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته

http://s1.picofile.com/file/7702720963/GOLPAYGANI_pas_az_to.mp3.html

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 9:0 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
خداااااااااااااااا........................

 

[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 12:58 ] [ وحیدرضا قاسمی ]

عقرب زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر درعقربه کار ما چنینه
{ کیه کیه در می‌زنه من دلم می‌لرزه
درو با لنگر می‌زنه من دلم می‌لرزه
....................
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
{ از برم مرو ، خصم جان مشو ، تا فدای تو کنم جان }2 }الف
....................
نرگس مست تـو و بخت من خرابه
بخت من از تو و چشم تو از شرابه

 

شعر:ناصر الدین شاه

اهنگ :شیدا

   دانلود

[ جمعه دوازدهم مهر 1392 ] [ 22:1 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
عباس یمینی شریف (۱۲۹۸-۱۳۶۸) آموزگار، مدیر مدرسه و نویسنده ایرانی ادبیات کودکان بود.

عباس یمینی شریف در اول خرداد سال ۱۲۹۸ در محله پامنار تهران به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی او در دربند گذشت. در سال ۱۳۱۷ در دانشسرای مقدماتی به تحصیل پرداخت . در سال ۱۳۲۱ اولین شعرش برای کودکان در مجله «نونهالان» منتشر شد. در سال ۱۳۲۳ با ابراهیم بنی‌احمد مجلهٔ بازی کودکان را منتشر کرد. در سال ۱۳۲۴ اشعار او در کتاب‌های درسی دوره ابتدایی ایران وارد شد. در سال ۱۳۲۸ به مدیریت مجلات دانش آموز و سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ منصوب گردید.

در سال ۱۳۳۲ یمینی شریف با بورس دولتی به آمریکا اعزام شد و یک سال در دانشگاه کلمبیا به تحصیل دوره تخصصی در آموزش کودکان پرداخت و درجه فوق لیسانس دریافت کرد.

در سال ۱۳۳۴ دبستان روش نو را با همسرش توران مقومی پایه گذاشت که بعدها با گسترش فعالیت به مجموعهٔ آموزشی از کودکستان تا پایان دوره راهنمایی تبدیل شد. آنان تا سال ۱۳۵۸ آن مؤسسه را اداره کردند.

در دی ماه سال ۱۳۳۵ به پیشنهاد جعفر بدیعی اولین شماره مجله کیهان بچه‌ها از طرف مؤسسه کیهان انتشار یافت. جعفر بدیعی سردبیر و عباس یمینی شریف مشاور این نشریه بودند. جعفر بدیعی بعدها به عنوان صاحب امتیاز و عباس یمینی شریف به عنوان مدیر مجله معرفی شدند. آنان تا سال ۱۳۵۸ با موسسه کیهان همکاری داشتند.

یمینی شریف در تيرماه سال ۱۳۳۴ با کمک همسرش توراندخت مقومي تهراني مجوز تاسيس دبستان پسرانه روش نو را ز وزارت فرهنگ اخذ کرد. کتاب کلاس اول ابتدایی تألیف او به کتاب «دارا و آذر» معروف است و سال‌ها اولین کتاب آموزشی کودکان ایران بود. همچنین او به نگارش کتاب سواد آموزی به بزرگسالان برای کلاس‌های پیکار با بیسوادی نیز پرداخت. عباس یمینی شریف از بنیانگزاران شورای کتاب کودک نیز بود. بیش از سی اثر شعر و داستان او در دوران حیاتش به انتشار رسید و برنده جوایز متعدد در ادبیات کودکان شد.

[ یکشنبه سوم شهریور 1392 ] [ 9:51 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ